داستان های باغمیشه منتشر شد - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 7:37
چاپ اول 1395 / 200 صفحه رقعي/ 1000 جلد شابک: 9-803-517-964-978 تلفن فروش : 09385935480 فروش از طریق تلگرام : Baghmishe@ قيمت : ۱۴۵۰۰ تومان سر شناسه: دباغ محمدی، امیرقاسم، 1354 مشخصات نشر : تبريز: اختر، 1395. مشخصات ظاهري : 200ص. شابك : 9-803-517-964-978 وضعيت فهرست نويسي : فيپا شماره كتابشناسي ملي :...
تورکی باغمیشه - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 8:03
نه یازیم نجور یازیم بیلمیرم. ءاوز دیلیمی باشارمیرام یازام. غریبه ایش دی. من تورکم. نیه تورکم بیلمیرم. اصلا تورکم کی نوغولسون. نیه بوردایام بیلمیرم. ننه م منی بوردا دوغوبدی. آدیم غضنفر دی. قیرخ نئچه یاشیم وار. عقلیمین نئچه یاشی وار بیلمیرم. بالا بالا بو تورکی یازماق خوشوما گلیر. اوره گیم آچیلیر یازدی...
1415 - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 3:25
دیشب خواب دیدم که سال هزار و چهارصد و نمی دانم چند خورشیدی است مثلا 1415 و نارنج شوهر کرده و سه قلو زاییده و از صدا و سیمای مرکز تبریز آمده اند برای مصاحبه و قبله علی پشت دوربین با دو انگشتش علامت پیروزی نشان می دهد و من دارم انگیزه خانواده را برای افزایش جمعیت به خبرنگار توضیح می دهم. میکروفون را ب...
شرشر اسبه ریز . بخش پنجم . از خانه نصراله تا خانه دستمالچی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:59
خانه نصراله غضنفر رفته از صندوقخانه سلطنت یک دیوان حافظ پیدا کرده است. نورالدین اسمش را با مداد قرمز پشت جلد سیاه رنگ دیوان حافظ نوشته است. ورقهایش کاهی است و بوی گرد و غبار میدهد. غضنفر دیوان حافظ را به گلخاتون نشان میدهد. چشمهای گلخاتون پر از اشک میشود. آشپزخانه سلطنت در حیاط است. ته آشپزخانه تاری...
نورالدین - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:59
خانه عباسقلی چشمهایم را که میبندم کم کم یادم میآید: پلههای سه گوش به دهلیزی کوچک میرسند و یک در چوبی که جرجر میکند و صندوقخانهای با کلی وسایل عجیب و غریب و قدیمی. تابستان سال 60 که ما از پادگان مرند به این خانه قدیمی آمدیم سلطنت و بچههایش به خانه نصراله در کوچه حاجیولی رفتند. نورالدین جبهه بود و شبه...
شرشر اسبه ریز . بخش سوم . خانه چراغعلی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:59
خانه چراغعلی اینجا خانهای در مه است. خانهای در لایههای بالای آسمان. آنوقت همه کارها با شهناز است. سریه کنار سماور نشسته است. روی پوست گوسفند دباغی شده. علیاشرف هم که مثل زیور جایی گرم و نرم تر از اینجا پیدا نکرده است. چراغعلی و علیاشرف بعد از ظهرها میخوابند و یحیی و نازلی پاهایشان را ماساژ میدهند تا...
داستان های باغمیشه . مرداد 95 - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:59
به یاد همه آدمهایی که در آلزایمر سلطنت گم شدند. شرمنده ام به خدا که این همه اسم را به خورد خواننده می دهم. آن هم اسم های فامیلی و کوچه هایی که شاید تنها برای خودم جالب باشند. نمیشد ننویسم. در ذهنم سنگینی می کرد. گفتم به هم بدوزم تا گم نشوند. یک شجره نامه فامیلی که نه در یک کاغذ آچاهار جا می شود و نه...
داستان های باغمیشه . جلد دوم . فصل اول - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:59
اینجا مطبی در آراکوچه است. بغل مسجد المهدی. غروب ها می آیم اینجا می نشینم باغمیشه مینویسم. باغمیشه از من چه می خواهد نمی دانم. آنقدر می نویسم که خودش خسته شود. باغمیشه عوض شده است. جای پارک برای ماشین پیدا نمیشود. من غضنفر هستم. یک شخصیت داستانی . یک نفر هست که مرا می نویسد. خانه اش در تهران است. کج...

برچسب‌های مرتبط

تبریز 2018 | املاک 2018 تبریز | 1415 california st | 1415 tulane ave | 1415 north loop west | 14155 n 83rd ave | 1415 truxtun ave | 1415 louisiana | 1415 n dearborn | 1415 n taft st